مسیر یادگیری چیست ؟

موضوع مهم در مورد مسیر یادگیری در این وبلاگ چیست ؟

 

 

مسیر یادگیری مانند نقشه راه است ، نقشه راه برای آن چیز هایی که باید جستوجو کنم. نیاز نیست همه چیز را از من بخواهید بیشتر سعی در این است که چیز هایی که من و شما میخواهیم را با هم جستو جو کنیم 🙂

 

مسیر یادگیری با حالت درختی

دلیل اصلی برای ایجاد مسیر یادگیری دو چیز بود :

بتوانم نوشته های منسجم مفید و با کیفت مناسب تولید کنم
یکی از دقدقه های اصلی من مانند همه مخاطب های هر وب این بود که ایا منبعی که درموردش میخونم کاملا تمام منابع یا حداقل چیز ها را در موردش گشته ؟شاید موضوع مهم همین باشد که ما دقیقا نمیدانیم چه مقدار از حجم مطالب خوانده شده که یک نوشته ای به قلم نگارش در آمده اگر بخواهیم بگوییم نویسنده محترم هر سایت انقدر خوب و مشتاق بوده که تمام جزئیات را مطالعه و ان ها رو کاربری دیده شاید به این نقطه برسیم که اون فرد یه وبلاگ نویس بوده . عموما در وب سایت های خبری به دلیل بالا بودن حجم مطالب و پرداختن به مورد های مختلف صرفا از یک کارشناس که میتواند یک منبع خارجی یا داخلی باشد اکتفا میشود و منابع براساس یک منبع منحصر‌به‌فرد یا چند منبع با اعتبار بالا جمع اوری میشود ( البته اگر دستی در محتوا برده نشود ). و بعد نیز ما به آن میرسیم . وب سایت های تحلیلی هم به بعد های پردازش میکنند که برای دسته از مخاطب های تفکیک شده نیست و عموما عاری از تجربه و فیدبک های آتی و در قاب گزارش و … جای میگیرد همه مواردی که مطرح کردم خودشان نقطه ضعف ها و قوت هایی دارند اما آنچه در این جا دنبال میکنم کمی متفاوت تر خواهد بود …
مطالبی تولید کنم که دغدغه ماست
اگر صادق باشم به قول محمدرضا شعبانعلی در مباحث وبلاگ نویسی اولین خواننده مطالب وب سایت خودمان هستیم و البته من فکر میکنم این خودمان را میتوان مجموعه از افراد + من را در نظر گرفت پس خودمان یعنی من و مخاطبی که مطلب را میخواند . بنابراین کمی ساختار های بررسی رو در قالب پرونده هایی که قابل رشد و پیگیری باشند تغییر میدهم بصورتی که بتوان درست و چند جانبه به یک یا چند موضوع در سطح های مختلف پرداخت .

 

مسیر یادگیری را چگونه طراحی کردم ؟

راستش به این نتیجه رسیدم که نمیشه همه چیز رو بدونم ( لااقل خوب بدونم ) برای همین باید مسیر های رشدی رو مشخص کنم که در آن ها بصورت یک یا چند نوشته به موضوعاتی که برایم اولویت دارم بپردازم . البته این پرداختن هم در سطوح مختلفی خواهد بود که ترجیحا باید روی نیاز های من باشند ( شاید هم بعدا با استقبال و نظرات دوستان کامل تر شود ) بنابر این در این موارد که با هشتگ های #بررسی بیان میشود خیلی نظرات خودم و دیدگاه های خودم را بازگو نمیکنم و سعی دارم مطالب هر چند کپی رایت شده را با انسجام برای تصمیم گیری یا نتیجه گیری ها ارائه بدم ، به همین دلیل هم من نویسنده و هم شما خواننده با هم در موضوعاتی که مشترک هستیم به بررسی یک موضوع میپردازیم و زمان میخریم از این جهت که شما میتوانید هم ادامه مسیر نوشته های من را گسترش دهید و هم خودتان از انچه من بهره بردم استفاده کنید .

 

 

استایل (ساختار) متن ها به چه صورت است ؟

شاید نوشتن درمورد موضوع استایل و ساختار کمی برایم زود باشد البته که حس میکنم این موضوع رو میتوان با بهبود نوشته هایم در مدت زمان مشخصی معیین کنم برای شروع از چنین مدل پیشفرضی استفاده میکنم . (البته میتونید مفصل این ماجرا را در پست چرا باید وبسایت شخصی داشته باشیم من بخونید.)

مقدمه
توضیح در مورد زمان و نوع نوشته و یه معرفی اجمالی از کاری که میکنم
تنه اصلی
پرداختن به اصل موضوع و نوشته
نتیجه گیری
جمع بندی و خلاصه گویی نظرات و ایده ها و پیشنهاد و نقدها های نویسنده

 

البته یادمون باشه که این مدل و استایل از نوشتن فعلی است امید وارم بهتر و بهتر شود و در اپدیت های بعدی این مدل را با کم رنگ تر کردن به یک نوشته قدیمی تبدیل کنم

 

مسیر های یادگیری

به نظرم من زندگی ما از دید های مختلفی قابل بررسی هست. در یکی از سخنرانی های تد به موضوع شاخص پیشرفت اجتماعی (social progress index ) اشاره شد که سازمان ملل برای سنجش پیشرفت اجتماعی تدوین کرد. نکته جالب جدای از خوداصل ماجرا تقسیم بندی سطوح زندگی انسان ( تقریبا شبیه هرم مازلو) بود . که البته نیاز نیست همه ما دقیقا از آن الگو بگیریم اما میتوانیم به راحتی سطوحی را برای خودمان مشخص و هر یک از بخش های مهم تر آن را گسترش دهیم تا مسیر سادگیری متناسب با نیاز خودمان را در مرحله های مختلف زندگی داشته باشیم .

شاخص های پیشرفت اجتماعی در سه سطح

در این جا نیز میتوانید مسیر های های یادگیری من رو مشاهده کنید که علاوه بر اون در فهرست بالای سایت نیز لیست شده اند .

 

تقویم محتوا

علاوه بر مسیر های یادگیری نیاز به تقویم محتوا هم بود، چون یکی از موضوعات این است که بدانیم دقیقا چه میخواهیم و چقدر توانسیم به این سوال که  چه میخواهیم پاسخ دهیم ، با این کار مسیر یادگیری ما شفاف تر خواهد شد به این دلیل که در اخر سنجش بین خواسته ها و دست اورد های پژوهش میتواند نشان دهد که ایا به همان سوالی پاسخ دادیم که در ذهنمان بود و یا نه تنها پاسخ داده نشده  سوالاتی دیگر نیز اضافه شد ، که البته مشخص کردن مرز این سوالات همان مسیر یادگیری ما است. جدای از آن تقویم محتوا به نظرم هم من رو متعهد میکنه به نوشتن ، هم باعث میشود که اگر کسی خواست بداند در مورد چه مینوسیم و یا در مورد چیز هایی خواهم نوشت برای دنبال کردن و یا عدم دنبال کردن در آن موضوع تصمیم بگیرد و همینطور این که اگر پیشنهاد ( دیتا ، نظر ، کمک ) نیز دارد با من در میان بگذارد .