آینده تعامل با تکنولوژی : ما با فناوری یا تکنولوژی با ما ؟

رسول احمدپناه
طناب به هم گره خورده
زمان مطالعه ۷ دقیقه

در مورد این که دنیا با هوش مصنوعی این میشه اون میشه زیاد شنیدید احتمالا یا ممکنه هم از بیکار شدن خودتون توسط ربات ها هم یه روزی ترس برتون داره ولی ماجرا این که چرا باید برای مون مهم باشه که تعامل تکنولوژی با ما به چه صورته ؟

 

اولین چیزی که من حداقل در رابطه با این سوال میدانم این است که در قرن ما بیشترین تغییرات را همین تکنولوژی رقم زده و امروز شاهد شکسته شدن مرز هایی هستیم که شاید حتی تا ۲۰ سال پیش صحبت در موردش عجیب بود . شاید بهتر است اول حرفم با این دو مدل داستان نوع نگاه به آینده را مشخص کنم .

 

داستان اول : ما با فناوری

صبح از خواب میشوید به سمت سرویس بهداشتی در حرکتیت که ناگهان رنگ قرمز در جلوی آن شما را متعجب میکند . روی در نوشته شده قبل از رفتن به سرویس باید صورتتان را بشویید . بی حال حوصله هم قبول میکنید و بعد هوش مصنوعی خانه هم دسترسی شمارا باز میکند . در طول استفاده از سرویس هم دلیل کار را در چند دقیقه برایتان توضیح میدهد و بعد وارد اشپزخانه میشوید . حواستان نیست و شروع به خوردن لقمه از صبحانه طبق برنامه روزانه منظم خودتان میکنید که سیستم هوشمند خانه از خواب دیشب شما فهمیده قند خون شما خیلی مناسب نیست و میگوید باید سفره صبحانه شمارا عوض کند در همین حالا زنگ خانه به صدا در می آید و صبحانه جدید توسط مامور که به سفارش هوش مصنوعی خانه بوده به شما داده میشود . بعد از آن هم شروع به خوردن میکنید و اماده پوشیدن لباس ها میشود . پیشنهاد های یادگیری ماشینی به شما میگوید که امروز باید با این لباس ها بیرون بروید چون در برنامه کاریتان قرار های تجاری بیشتری احتمالا خواهید داشت . سمت ماشینتان میروید که ناگهان ماشین شما یک نور بالا برای شما میزند ومیگوید امروز قدری مسیر شما تا دفتر کارتان شلوغ است پیشنهاد میکند که با مترویی که ۱۰ دقیقه دیگر میرسد حرکت کنید . شما هم به حرفش گوش کرده و با وسایل حمل ونقل عمومی میرود . در محل کارتان حاضر میشود که کارتان را شروع کنید . طبق سیستم های بررسی کننده سلامت روزانه شرکت ، امروز شما بیشتر از حالت عادی قند مصرف کردید و برایتان ۱۵ دقیقه ورزش در نظر گرفته شده که وسط کار بی حال و کسل یا خواب الوده نباشید . هم چنین این که سیستم دفتر شما در شناسایی شما دچار تردید شده و میگوید امروز لباس عجیبی پوشیدید و شما هم برایش توضیح میدهید که خانه شما به دلیل قرار های مهم این پیشنهاد را داده بعد هم احتمالا با خنده میگویید که برو از خونم بپرس و با تکان دادن سرتان منتظر تایید شدن مراحل همگام سازی و پرسش از خانه یتان توسط سیستم هستید .

 

داستان دوم : فناوری با ما

صبح از خواب پا شدید و مستقیم رفتید تلوزیون خونه رو روشن کردید .در حال چک کردن اخبار روز هستید و صدا زیاد آن هم تا آشپزخانه می آید شروع میکنید به دستور برای اماده سازی و سفارش صبحانه به هوش مصنوعی خانیتان . در همین حال هم نصفه و نیمه به اخبار گوش میدهید . نگاهی به ساعت میکنید و منتظر صبحانه اید . تاخیر سرویس تحویل غذا را میپرسید که سیستم خانیتان به شما عدد ۱۵ دقیقه را اعلام میکند . به سمت عوض کردن لباس میروید تا دیر نکنید . زمان زیادی برای بررسی لباس هایی که سیستم به عنوان پیشنهاد مطرح کرده میگذرانید . درب خانه زنگ میخورد فوری غذا را گرفته و شروع به خوردن غذا میکنید . سیستم خانه شما هم میگوید که امروز قند و گلوکز پایینی دارید و شما هم بدون اعتنا به اون به خوردن ادامه میدهید. میفهمید که دیر شده وبرای همین یک لباس که همیشه میپوشیدید را سریع میپوشید و به سمت محل کار حرکت میکنید . وارد ماشین میشود و در نیمه راه با نمایشگر مسیر را چک میکنید که متوجه میشوید ترافیک است و ممکن است دیر به محل کار برسید . استرس دارید و پایین بودن قند خون نیز باعث کسلی و بی حال شما شده . سرتان را تکان میدهید و میگویید اه میدونستما ! . به محل کار میرسید و با عصبانیت به سمت سیستم میروید تا کار هارا شروع کنیم . هوش مصنوعی شرکت برای عصبانیت شما چند پیشنهاد میدهد که بی اعتنا سریع آن ها رد میکنید و منتظر وارد شدن به محیط کاری خود هستید .

 

در داستان اول زندگی ما گرچه با تکنولوژی بود اما حداقل خیالمان از تصمیم های ساده روزانه مشخص بود و میشد حس کرد که ما خیلی نگران روز مرگی مان نیستیم ولی عدم تصمیم گیری هم اذیتمان میکند .

در داستان دوم دامنه تصمیم های ساخته شده برای ما زیاد بود انقدر که هی تکنولوژی تلاش میکرد یه جوری خودش رو با ما وفق بده ولی خب هر دفعه یه سری پاسخ دریافت میشد یا این که سری تصمیم های زیاد باعث ناهمانگی میشد .

 

شاید مرز بین این دو داستان تفاوت حرفم را خیلی ساده گفته باشد . البته که VR و AR  نیز اولیه جرقه های این ماجرا را در ذهنم انداختند. چون نه میدانستم که در نهایت آیا مابه درون سه بعدی سازی میرویم یا نه سه بعدی سازی را به درون محیط خود میاوریم .

رابطه ما با تکنولوژی خیلی سخت تر از رابطه ما با یک انسان هست ، انسان ها قابلیت انعطاف دارند ولی تکنولوژی یک سیستم هست که که در نهایت احتمالا ما تسلیم چیزی که میسازیم میشویم !

 

شاید مطرح کردن این داستان تا همین مقدار کافی باشد  . اما همین که ما بدانیم مرز بین این تحولات چگونه رقم میخورد چند کمک اساسی به ما میکند :

۱- درک زمان برای تولید ارزش و تکنولوژی :

آن چیزی که امروز درش هستیم مرحله عادت کردن ما به تکنولوژی هست و قطعا در سال های آینده تکنولوژی به سمت ما تغیر میکند و در نهایت هم یک تعامل بین ما و تکنولوژی شکل میگیرد . فرض کنید امروز شما میتوانید مجاب کنید کاربر چگونه با UX و Ui کنار می آید اما بعدا جنس چالش های شما چیز دیگیری در تعامل سازی خواهد بود  .

 

۲- درک استفاده از تکنولوژی ها :

این که الان IOT  شروع کرده به کار تمام تلاشش این نیست که سیستم های یکپارچه باشد .( همان طور که در داستان شماره یک گفتم ) بیشتر تلاش در حال حاضر در ایجاد خود تکنولوژی هست ، این نشان میدهد که قطعا تعامل با سیستم هنوز پایداری کامل ندارد و چه بسا این وسط شغل ها سرویس ها و تخصص هایی تغییر یا متلاشی شوند . یا مثلا VR و AR که واقعیت مجازی و واقعیت افزوده هست .بنابراین اگر من بخوام کاری رو شروع کنم، تلاشم این هست که ابتدا روی AR کار کنم چون چند سال بعد  بیشتر میتوان روی VR فکر کرد . مرز این حرف هایم کمی دوگانه هست و کسی نیست که قطعیت را مشخص کند. بنابراین نمیشه گفت اگر میگویم AR یعنی الان موفقی یا بعدا نیستی . به دید من تعامل ها بدین صورت پیش میرود که در نهایت کامپیوتر ها پیروز میشوند .

 

آیا ممکن است معادله برگردد ؟

به نظرم زمانی این اتفاق رقم میخورد که قدرت تکنولوژی حداقل با هوش مصنوعی افزایش نیابد و کمترین خطا حس اعتماد را با تکنولوژی تثبیت نگردد، ما کلی چیز در دنیا میسازیم که قدرت تصمیم گیری و یاتصمیم سازی جای ما را ندارند و باید بیشتر بیشتر در زندگی نوتیفکشی خود حل شویم و هر روز در رسانه ها و گفتمان هایمان از خسته کنندگی و ضعف قدرت انتخاب های زیاد روبروی خود بنالیم .

 

نتیجه گیری :

کلی هزینه طراحی ، و تجربه کاربری و … میدهیم که سرویس های با رابط کاربری بهتر بسازیم ولی یادمان میرود که چقدر هزینه شیوه تعامل افراد با تکنولوژی را اندازه گیری کنیم . در بیزنس یاد گرفتم که تایمینگ میتواند یک مزیت خوب برای محصول باشد . و فکر میکنم در تکنولوژی حالا درک میکنم که چرا شرکت های بزرگ خیلی دوست ندارند پیشتازی های خودشون رو به سرعت عرضه کنند و همیشه هم در تلاش برای اندازه گیری نوع تعامل کابر با سیستم هستند .

فکر میکنم این موضوع برای یک کسبو کار کوچک که در طراحی یک محصول نواورانه یا استارتاپ هم میتواند نکته خوبی برای تصمیم گیری ها باشد . و مد نظرت قرار دادنش برای یک فرد هم میتواند جریان های تعاملی کابر بامحصولات را بهتر مشخص کند .

 

 

5
اشتراک‌گذاری

ارسال پاسخ