اعتبار قرضی : از آفات جامعه ما !؟

رسول احمدپناه
اعتبار قرضی - خانه ناپایدار
زمان مطالعه ۴ دقیقه

اولین بار این کلمه را در کتاب make to stick ( ایده عالی مستدام )  شنیدم و در یکی از پاراگراف ها در مورد اعتبار قرضی صحبت شده بود که یکی از روش های ایجاد اعتبار در سخنان ما است ، در آن کتاب گفته شد که یکی از روش های اعتبار دادن به ایده یا حرف ما دروغ گفتن است .

بعد ها در زندگی واقعی شاهد بود که اعتبار قرضی فراتر از ارائه امار و رقم برای اعتبار بخشیدن به حرف ها هست . مثال های این اعتبار های قرضی زیاد است :

یکی از دوستانم چند وقت پیش در مورد رفتن به دانشگاه خوب گفت و همین طور این که چه کار هایی میتوان با مدرک آن کرد .

چند روز پیش یکی از مدیرانی که باهاش جلسه داشتم در مورد دانشگاهی که درش کار میکند گفت و تلاش برای نشان دادن اعتبار دانشگاه برای خود نیز ستودنی بود .

مثال های زیادی از آدم ها و کار ها میتوانید پیدا کنید که افراد از اعتبار سایرین قرض گرفته و در اعتبار خود پیش ما از آن استفاده میکنند .

اعتبار های قرضی به خودی خود بد نیست ، این که من بگویم با فلانی و فلانی کار کردم یا در فلان پروژه های مهم نقش داشتم یا این که فلان روابط یا ساختار را دارم هم خوب است . اگر این گونه نبود معیار های زیادی از قضاوت های ما قطعا نمیتوانست شکلی درست به خودش بگیرد ، اما ….

بلاهایی که اعتبار قرضی می آورند :

اما اعتبار قرضی یک سری معایب هم دارد ، وقتی ما تلاش میکنیم به جای استفاده از حداکثر امکانات و توان خودمون برای کار ها از راحت ترین روش ها به اعتبار برسیم تا بعدا به درد مان بخورد ، بلای جانمان را میسازیم . برای مثال اکثر ما میدانیم که سیستم آموزشی کشور ما خوب نیست و تلاش برای گرفتن یک مدرک صرفا یک اعتبار قرضی است اما اصرار ما برای این کار که خودمم شاملش میشوم نیز عجیب است !

یا این که سعی میکنیم در مجامع ، مجالس ، همایش و … های مختلف حضور داشته باشیم تا بگوییم با فلانی بودم یا با فلانی هم حضور داشت صحبتی کردم  تا اعتبار قرضی بسازیم و بعد در کار اصلی که در آن سطح است زیرش بزاییم ! ( البته که اگر خرابش نکنیم باید از ریسک و جهش بزرگ خود خوشحال باشیم )

گاهی هم از کارهای گذشته یا دوستان و … کمک میگیریم که سعی کنیم یه سری تو سرا در بیاوریم ، یا با چسباندن خودمان به فرهنگ و قومیت یا ساختار های فکری فرد مقابل با استفاده از حس نزدیکی که به آن منتقل میکنیم اعتبار قرضی میسازیم .

 

ولی وقتی جنس اعتبار های قرضی ما زیاد میشود چند اتفاق می افتد :

۱- مقصر را کسی دیگر میدانیم :

دانشگاه میرویم و بعد از فارغ التحصیلی میگوییم کار نیست بابا ! این مملکت … این مردم ……. ایناقدر من رو نمیدونن … این جا اصلا … ولی یادمان میرود که خودمان هم رفتیم مدرکی بگیریم تا با چند اعتبار قرضی یه کار هایی کنیم که جایی داشته باشیم.

۲- هر جا که میرویم نارضایتی و خراب کاری در پی داریم :

دولت که نمونه بارز این موضوع هست که مقدار زیادی نیرو ، منابع و ساختار دارد ولی اعتبار قرضی های زیادی که گرفته کار دستش داده و همه آن را مقصر میدانند ( جدای از این که چقدر مقصر هست یا نیست )

 

ما نه تنها پارا فراتر گذاشته ایم ، تازه آمدیم و اعتبار های قرضی های جور با جور ساختیم و این ها را به عنوان یک اپیدمی یا فرهنگ رایج پذیرفتیم و تلاشی هم برای شایسته سالاری و مواردی از این دست هم نداریم چون دیگر جای ریش و سیبل و رفیق مرام معرفت رخت میبندند و یکم ماجرا سختگیرانه تر میشود .

ما به هم نگاه نمیکنیم برایمان اعتبارات قرضی از خود فعالیت های اصلی هم گاها مهم تر هست ( این که چه فعالیت هایی کردم تا با کیا در ارتباط هستم رابطه مستقیم دارد، یعنی اگر من مدیر شرکت فلانم پس باید یه چند تا پارتی تو اون سطح و یا چند تا رابطه تو اون سطح داشته باشه که بهم بگن مدیر قابلی هست ولی اگر من مدیر یه شرکت معمولی باشم و بدترین وضع به بهترین شرایط پایدار برسانم خیلی مدیر قابلی نیستم ) 

 

نتیجه گیری :

فکر نمیکنم بتوان فرهنگ اعتبار قرضی را  یک شبه مثل نرخ ارز در کشورمان تغییر داد، ولی میتوان کمی ساختار مندانه تر به آن فکر کنیم . موارد پایین به عنوان پیشنهاد است که برای هر کسی در شرایط و پارامتر های مختلف زندگی قبول یا قابل رد هست .

۱- اعتبار های قرضی بخش کمی از فعالیت های ما باشد .

۲- اگر برای ساختن اعتبار قرضی زمان زیادی بگذاریم صرفا در منجلاب فساد وارد میشویم .

۳- اعتبار قرضی در طول زمان ساخته میشود که بهتر میتوان به آن اتکا کرد.

۴- خیلی در افرادی که سعی در استفاده از اعتبار قرضی دارند خوش بینی را نبینید .

۵- از اعتبار قرضی کارمندان خود استفاده کنید ( چون بهترین اعتبار هست که میتواند برند شرکت شمارا بسازد )

۶- اعتبار قرضی های خودتان نه بعنوان یک ستون اصلی از رزومه خود بلکه به عنوان یک چتر نجات یا نقطه افزایش در نظر بگیرید .

 

4
اشتراک‌گذاری

ارسال پاسخ