توجه !

رسول احمدپناه
توجه

در ماه گذشته خیلی سرم شلوغ بود انقدر که خیلی روز ها فرصت نوشتن نبود وهمینطوراین که بیشتر برنامه های یادگیری و پایه ای رشد من درهم بر هم شد.شاید برای شما جذاب باشه یکم به ماجرام دقت کنیم وبررسی کنیم چطوری اینطوری شد.

 

رفتم به دلیل اصلی ماجرا نگاه کنم دیدم همزمان روپروژه  BIS هستم وهمینطوراینطوری که دارم روبلاکچین برای فاندریزنگ یه کمپانی کارمیکنم از طرفی درحال طراحی اپ mba-44 بودم و ان طرف هم نیوهومز در حال اتمام بود. جدای از این ها دیمانسه رشد کرده بود وبخش های از ان مشکل داشت که وقتی ازم گرفته بود ، مجبور به مذاکره برای چند پروژه  شدم وچند کار حقوقی و خانوادگی هم داشتم . برای من مدیریت کردن چند پروژه سخت نیست ونبوده اما چیزی که از دست دادم در این مدت تمرکز وتوجه بود.من مثل ماشین درحال کاربودم وسوخت بیشتر یعنی توجه بیشتر ولی وقتی به باک خودت نگاه میکنی میبنی که مقدار معینی توجه درطول روز یا هفته داری که اگر ان ها را خرج پروژه های اجرایی میکنی چیزی از ان برای تفکر نمی ماند.

 

درماه های گذشته چنین مواردی در نظر بیشتر بولد شد و همه ان ها به طور دیتا اتفاقی به سمت من رسید.

امام علی

امام علی میگوید کثرت کارها باعث میشه انسان ازتوجه به خودش ومسیری که میره باز بمونه (با این مضمون)

بیل گیتس
بیل گیتس درجایی گفت که من کاش به جای تمرکز و توجه عمیق به کارم بیشتر روی یادگیری خودم کار میکردم

امین کاکاوند

جف بزوس به توجه خیلی اهمیت میداد ومیگفت اگربشه بخشی از توجه مردم روجذب کرد ….

محمدرضاشعبانعلی

در فایل مدیریت توجه که فکر کنم درپست سحرشاکر معرفی شدبوده

بگذریم … این ها یه چیز روبهم خوب فهموند .ادم اجرایی نمیتونه تفکرات عمیق داشته باشه مگر این که در محدوده ای از کار ها باشه که بر اون ها مسلطه.

برای من همیشه این سوال بود که ایا مدیری که داره اجرا میکنه وکف کارخونه هست درک درستی داره و میتونه تصمیم درستی بگیره یا کسی که تو برد داره نظر میده و در سطوح عالیه هست تصمیم درستی میگیره؟
فکر کنم بستگی داره توجه و تمرکز هر کس در کدام قسمت و به چه مقداری تقسیم شده .

 

شاید برای همینه که مدیر های اجرایی به دلیل کثرت کار توجه کافی رودارند ولی تمرکز برای عمیق فکر کردن روندارند.(البته شاید برعکسش هم باشه)

باز هم بگذریم … حالا که اینطوری هست من چیکارکنم؟
من فکر میکنم اولین کار کم کردن پروژه ها به واسطه نیرو های دیگه یا اتمام آن ها هست .

دوم این که الویت بندی کنیم مقدار زیادی از تمرکز ما قراره روی چی باشه و به همون مقدار بهش توجه کنیم .

سوم بیخیال این بشیم که هی چک کنیم کار هارو چون واقعا پیگیریشون توجه میبره.

چهارم دایکومنت نویسی کنیم ویادداشت برداری رو جدی بگیریم که تفکرات وکارهامون منسجم تر به یاد اورده شوند.

 

به نظر مرز بین خوش بختی و بدبختی تقسیم همین توجه به چیز هاوکارهایی هست که باید انجام بدیم.

نوشتن، وهمه کارهای دیگه خوبه ولی مهم این که حساب کنیم چقدرتوجه میبره. در روز های اول کارم با طوفان امان پور تاکید زیادی به توجه داشت که من خیلی جدیش نگرفتم ولی وقتی که مقداری از ان را طی هفته گذشته  از دست دادم کاملا حس کردم که در مقابل تفکرات عمیقش نه تنها چیزی برای گفتن ندارم بلکه حتی قدرت تحلیل هم تعدیل پیدا کرده .

امیدوارم همه این پشت گوش انداختن کار هابه خاطر کم شدن توجه را به زودی جبران کنم…… .

 

پ.ن: متوجه ممکنه طبق معمول دچارغلط املایی و… باشه چون ویرایش نشده یکم الان تنبل شدم .

1
اشتراک‌گذاری

ارسال پاسخ

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
;