فصل جدید سرنوشت

نقاشی سرنوشت و تاس زندگی
زمان مطالعه ۴ دقیقه.

این نوشته هم مانند نوشته های ۶ ماه اخیر من با هدف بروزرسانی وب سایت و همینطور عدم ترک نوشتن نوشته شده و آنچه که در ادامه گفته میشود با هدف خود افشایی و شاید چند درس جدید از زندگی باشد .

راستش را بخواهید تا به حال انقدر در گوشه رینگ به زندگی نگاه نکردم و آب نخوردم . یادم نمیاد در ۵ سال گذشته به این حجم در خانه باشم و کاری انجام ندهم و چیزی مهمی در زندگی برایم نباشد . مثل یک جنگجو که بیشتر زمانش را صرف چیز هایی مهم میکرد حالا به صندلی تکیه زدم و فارخ از تمام سختی ها و دقدقه های آتی نگاهی به فیلم مسابقات گذشته میکنم تا شاید درس هایی که جا مانده را بگیرم .

احساس میکنم این گوشه نشینی نه بر اثر کرونا بلکه به دلیل نیاز خودمان فرصت خوبی است تا همه ما نیز در ساعتی از بازی زندگی روصندلی در مدت زمان کمی طولانی لم دهیم و به گذشته نگاه کنیم.

 

عموما در مواجه با این حالت آدم دو کار میتواند بکند . اول این که برگردد و گذشته را مرور کند و نقصان ها را پیدا کند و یا این که کلا چشم هارا ببند و فصلی جدید در زندگی ایجاد کند.

 

فکر میکنم سوال ارزشمند این است که چه زمان به گذشته نگاه کنیم و نقص هارا اصلاح و یا فصلی جدید را در زندگی ایجاد کنیم ؟

رابطه ای وجود دارد بین هدف و مراحل و فصل های زندگی ، مثل دوران جوانی یا نوجوانی یا میانسالی که با آن را شاخص هایی کاملا اشتباه معمولا میسنجیم ( برای مثال سن روملاک رسیدن این به این فصول قرار میدهیم )

وقتی شما هدفی دارید، در فصول مختلف زندگی مراحلی رو طی میکنید تا در جهت نزدیک شدن به آن هدف باشد.

حتی اگر خودتان دقیقا هم ندانید هدف چیست احتمالا نوع الگو مسیر طی شده شما میتواند هدف را برای شما ترسیم کند.

مثالش را میتوان یک راننده ماشین آفرود در جنگل های مازندران گفت که احتمالا هدفش قله یا جایی که با طبعیت و ارتفاع ربط داد است . شاید هم در طول مسیر چند جای بی ربط اما زیبا  برود و یا سفرش را طولانی تر کند که لذت بیشتری ببری ببرد، اما باز هم مشخصا در پی رفتن به یک جایی است .

به نظر من ارزشمند هست که راننده حتی اگر نتوانست به مقصد برود و خرابی ماشین و هزار دلیل دیگه را عیب یابی و برطرف کند تا  بلاخره به نتیجه ای برسد . شاید وسط راه راضی شود به همان جا که رسیده بسنده کند و شاید هم عظم جدی تری برای رفع مشکلات و رسیدن به مقصدی بهتری یا جالب تر کند.

این مثال را در زندگی واقعی ام داشتم . زمانی که با یکی از دوستانم مسیر منطقه ای به نام رزکه تا امام زاده عبدالله را با ماشین رفته بودیم و مشکل خرابی ماشین هم داشتیم اما باز در نهایت چون منابع و تجربه قبلی درستی داشتیم با موفقیت به هدف رسیدیم، و پایان آن سفر خوشحال بودیم.

مسیر و جاده سرنوشت

مسیر رَزَکه که مسیر ساده جنگلی بود

 

و زمانی هم بود که آماده تر بودیم اما هیچ وقت طول راه مسیر را حساب نکردیم و خستگی را برای خودمان نسجیدیم و در نهایت نه به دلیل کمبود منابع یا مشکلات بلکه به دلیل نا امید شدن از رسیدن به مقصد بیخیال شدیم و در میانه راه برگشتیم.

سرنوشت جنگل

جنگل و سفر زندگی

میگن سدلفور زیباتر هست ولی تجربه قبلی برایم لذت بخش تر بود

زمانی هم هست که دیگر آدم این مدل نیستم شاید ناهمواری مسیر ، هزینه های زیاد و هزار مورد دیگر باعث شود هر چقدر هم به عقب نگاه کنید متوجه شوید آدم این مدل سفر کردن زندگی نشده اید و دیگر امید/هدف نیست که برایش جنگ کنید و تقریبا باید فصلی جدید زندگی را شروع کنیم. احتمالا مقداری استراحت و کوشش برای پیدا کردن روش جدید سفر مرحله بعدی کار باشد. شاید هم به در نهایت به این نتیجه برسید که سفر نیاز نیست کافیست از قاب تلوزیون بقیه را نگاه کنید و آن تیکه های خوب برجسته شده را ببنید و لذت ببرید.

اینجاست که باید انتخاب کنیم  و سعی کنیم از درد های که در این فصل جدید نمیدانیم دلسرد نشویم و به خوشی هایی که در آن میسازیم امیدوار باشیم.

مطمعن شوید که کرونا یا هر بهانه ای دیگر باعث نشود که  که ایست کنید چون اگر در حال پیشرفت نباشید قطعا در حال پسرفت هستید.

در آخر هم آهنگ سرونوشت همایون شجریان و انوشیروانی روحانی را پایان مناسبی برای این نوشته میدانم.

4
اشتراک‌گذاری

۱ دیدگاه

  1. حسین

    افتخار میکنم که تأثیر زیادی در زندگی من گذاشتی، کارت درسته پسر

ارسال پاسخ