در مورد رویداد کارآفرینی دانشگاه مازندران !

رسول احمدپناه
زمان مطالعه ۱۱ دقیقه

ابتدا حرفم اینو بگم که من اصلا قصد ندارم درمورد دلایل حضورم و نتیجه و رفتار های موضوع نسبت به تیم خودم یا خودم صحبت کنم و بیشتر حرف هایم از جنس تحلیل هست برای این که این تحلیل ها بصورت یک طرفه و حس مغرضانه نگیره تصمیم گرفتم حتی شبه این که این مورد به وجود بیاد رو با حذف صحبت خودم و ایجاد یک دید بی طرف ادامه بدم .

مفهوم استارتاپ ؟

 

تعریف استارتاپ

منبع : متمم

 

رویداد کارافرینی دانشگاه مازندران چگونه بود ؟

برای پرسش به این سوال که یک رویداد چگونه بود باید شاخص های کمی و کیفی مختلفی رو در نظر بگیرید و بعد اون رو نسبت به فضا و زمان نیز تعمین بدید.

 

برای این که بدونید استارتاپ ویکند یا رویداد کار افرینی چیه کافیه این لینک رو بخونید تابا هم سه روز قبل رو تحلیل کنیم .

 

دانشگاه مازندران چه جایگاهی در نظام آموزشی کشور دارد ؟

بررسی این موضوع که ابتدا سنجش کنیم دانشگاه مازندران در نظام آموزشی چه سطحی دارد باعث میشود به تناسب سطح دانشگاه سطح یک استارتاپ ویکند رو نیز با توجه به دانشجو ها و سایر عوامل ( ازجمله حیثیت که ابرومون نره ) بررسی کنیم .

با مقداری سرچ دیتا های مختلفی پیدا شد از جمله این که  دانشگاه مازندران که گویا دانشگاه شاه ( با نام دانشگاه ایران هاروارد ) بود در رده ۱۷ دانشگاه های کشور قرار داره و احتمالا هم میشه گفت در سطح دانشگاه های خوب کشور به حساب میاد .(اطلاعات اضافه برای بررسی)

 

برگزاری استارتاپ ویکند دانشگاه مازندران

تقلید گرایی چرا ؟واقعا چه نیاز هست در این حجم از تقلید در استارتاپ ها مشاهده شود و چرا استارتاپ های ما همه از یک روند اجرایی و خنده و حتی کلی چیز دیگه بهره میبرند !؟ انگار یکی میره یه استارتاپ ویکند و کپی همون رو درمحله خودشون میاره . اما این کار ذات استارتاپ که خلاقیت هست رو میکشه . جدای این که روند رفتن به استارتاپ با یکنواختی و عدم استقال مجدد روبرو خواهد شد .

کما کان فکر میکنم باید یه سری استارتاپ ویکند در زمینه خود استارتاپ ویکند بزاریم تا شاید راه حلی براش پیدا کنیم .

 

 

کارگاه ضعیف کشنده است !

ارائه بد

Powered by Shutterstock

آسیب شناسی اولیه من اینو به وضوع نشون میداد که کارگاه ها ضیف بیشتر سوالاتی از جنس ندانستن ایجاد میکنن که برای حل نیاز به زمان دارد و به همین دلیل در یک رویداد سه روزه که رقابتی هست این سوالات بیشتر زمان خور و در نتیجه این که به جای روشن کرد یک در ده ها دره دیگر در ذهن ایجاد میکنند .

علاوه بر این که اصلا به مخاطب در رویداد دقت نمیشود و فقط یه سری برنامه ( عمدا کلی ) برای تیم ها تهیه و میشود و این برنامه هم حتی درست و منطقی بیان نمیشود مثلا این که منتور های گرامی و برگزار کننده ها زحمت ارائه دانش روز نمی دهند و هنوز در فکر ۲ واحد درسی اند که باید با چند اسلاید یا توضیحات و دانسته قبلی تمامش کنند ، اما نمیدانند فضای استارتاپ و کارافرینی و چنین رویداد هایی بسیار متغییر خواهد بود و فکر میکنند کمبود و ضعف بروز بودن دانش هیچ تاثیری در شکل گیری کانسپت های اولیه در افراد ندارد بدین صورت که بعد از این رویداد من بیشتر با ذهن پر از سوال مواجه بودم که حتی خود برگزار کنندگان کارگاه اموزشی هم از آن فیدبک نگرفتند !

(پ.ن : خندم میگیره چیزی که خودمون تو استارتاپ ها بهش میگیم هم حتی گوینده بهش عمل نمیکنه )

 

منتور باشیم نه سنتور !

منتور در استارتاپ

Powered by Shutterstock

من واقعا حس میکنم به مقدار زیادی به اشتباه دوست داریم به هر کسی یه پستی در کشور بدیم . مثلا با حفظ سمت این این این ! .

اگر سرچی در مورد منتور کنید متوجه خواهید شد که کاملا باید با فردی با تجربه و در ارتباط باشید که با تحلیل شما و رشد شما موجب بهتر شدن کارتان شود . اما موضوع جالب این است یکی باید به منتور ها در این رویداد میگفت که : که عزیز دلم این ها برده ها نیستند که هر گونه مدل صحبت و سنجی برای تحقق اهدافت داری و لزوما با کسی حال کنی یا این که خیلی حس کنی از کسی خوشت میاد یا این که به این نتیجه برسی که بیشتر برات منفعت و ارزش داره !.

از این مورد واقعا متاسف شدم که دسته از جوون های کشورم که خسته و کوفته به سمت یک رویداد متفاوت برای تغییر حرکت کنند اما دیگران برای تامین منافع و …. به آن ها کمک کردند .

برای من موضوع مهم این بود که اشتباه منتور ها قابل چشم پوشی بود اما سنجش منفعت کمی غیر قابل باور ! . بگذریم هر کسی درپی نانی در جایی هست 🙂

 

 

 

تحیلی بر منتور ها :

 

منتور شماره ۱ :

صحبت فقط در مورد پول هست و دیگر هیچ ! مهم فقط این که پول در میاره یا نه ؟

جملات بالا از تکه کلمات منتوری بود که چیزی جز پول در استارتاپ ویکند برایش ارزشمند نبود و میگفت فقط مهم پوله نه چیز دیگه و نه کار های دیگه . شخص خودم هر چقدر بهش فکردم به این نتیجه رسیدم که اگر پول مهم ترین چیز در استارتاپ است پس چرا به جای کارگاه ایده پردازی از کارگاه فروش و به جای کارگاه ارائه از کارگاهی مثل “چگونه تبلیغات کنیم ” استفاده نمیکنیم چون در اخر میشد بیشتر پول در اورد و بیشتر پول کسب کرد ! این حرف نا جوان مردانه که فقط پول مهمه نشون دهنده درک خیلی اشتباه و سطحی ما از استارتاپ هست . که دوست داریم همه چیز را با پول جذاب درست و حرفه ای نشون بدیم و بگیرم اگر کسی پول زودتر به دست میاره پس ایده خوبی داره که من در این صورت ترجیح میدم با ایده ” آموزش پیشرفته دزدی ” هم خودم پول در بیارم و هم با یادگیری اون دزد بهتری بشم 🙂

 

منتور شماره ۲:

به چه دردم میخورید ؟ کارتون چیع ؟ خب من خیلی خوبم ولی وقت ندارم !

هر انچه سعی کردم بگم خوش بینم و یه ادم درست و حسابی که واقعا تلاش میکنه پیدا میکنم نشد که نشد . شاید جملات بالا اخرین امید من به وجود یک منتور رو از بین برد چون که غرور با ما انسان ها کاری میکنه که از جنس یادگیری به جنس رقابت و برتری نزدیک تر بشویم .

 

منتور شماره ۳ :

تا همین لحظه نمیدانستم که منتوری که میگفت من اصلا چیزی از بیزنس نمیدانم و به جای کمک به من خودش را با جمله من یه دانشجو پزشکی سادم و خیلی با بیزنس سرو کار ندارم صاحب ۷ استارتات آپ هست ! . بعد از بررسی لینک ها تار شده عمق فاجعه برایم روشن که و لبخندی تلخ نیز به روی صورتم نشست ، که نیاز به صحبت بیشتر در موردش نیست . اما امید وارم دفعه بعدی که دیدمشون بهشون کمک کنم که با شکست محصول و مارکتینگ مواجه نشوند .

 

منتور شماره ۴ :

راستش از این منتور راضی بودم و خودش به زبان ساده بیان که چه چیزی میداند و نمیداند تا هم بتوانم سنجش و هم کمکی کنم . البته که این فرانید تشخیصی که استارتاپش حتی استراژی ندارد و خودش از قوانین که خودش به دیگران توصیه میکند پیروی نمیکند برایم جذاب بود و بعد هم سعی کردم با ارائه چند استراژی متفاوت نیز سعی کنم که به نقطه ای منسجم و مطلوب فرد مقابلم را برسانم تا حداقل چیز هایی که میدانم را با او به اشتراک گذاشته باشم

 

پ.ن: بقیه منتور های فنی هم تقریبا از همین دسته ها بودند که واقعا پرداختن به آن همین موضوع عدم کیفیت مناسب را برجسته تر خواهد کرد .

 

دروغگو نباشیم !

سخنرانی دروغ

Powered by Shutterstock

این قسمت از متنم به حدی خنده داره که فکر میکنم برای حفظ ابرو کشور هم که شده نگم بهتره .

شاید براتون جالب باشه که استارتاپ ها با حجم زیادی از دروغ و امار دروغی شروع به کسب اعتبار در ارائه کردن و این مورد ناشی از ضعف ما در تلاش و پوشش آن با دروغ برای دل خوشی یا پیروزی در رقابت خواهد بود در هر صورت خیلی از استارتاپ ها در موقع ای دروغ گفتند و تقریبا میشه گفت که هویت ماجرا در این کشمکش گم شد !.

حتی جالبتر زمانی بود که تیمی که به اشتباه راستش را گفت هم از دید داور ها مورد نقد قرار گرفت و از ناراحت بود که چرا وقتی راستش را گفت این گونه امتیاز منفی گرفت .

 

به هر قیمتی هدف را فدا نکنیم !

ایده جدید

Powered by Shutterstock

فردی را در این رویداد دیدم که وقتی  در روز ارائه ایده ها پرسیدم اگر ایده شما اجرا نشود چه کار میکنید ؟ و اون نیز پاسخ داد که چرا اجرا نشه اصلا چرا باید بهش فکر کنیم که اجرا نمیشه صد درصد قصد من این است که اجرا کنم و مطمعنم هر  چه که شود روی حرفم خواهم بود .

در روز اخر ( یعنی بعد از این که ایده یکی از تیم هایی که بهشون ملحق شدند موفق شد ) پرسیدم : خب الان چیکار میکنید ؟ در پاسخ به این سوال این را شنیدم که با این بچه ها کار میکنم و تو تیشمون هستم و باز نیز پرسیدم خب ایده قبلی شما چی میشه ؟ مکثی کرد و گفت هیچی شاید بعدا یا هم زمان روش کار کنم .

درس جالبی برای من بود که وقتی ما واقع بین نباشیم  حتما در جریان های که برایمان قابل پیش بینی نبود حذف و یا حل خواهیم شد .

 

اخلاق حرفه ای یا نگرش منفی ؟

مقاومت در استارتاپ ها

Powered by Shutterstock

چیز های عجیبی که در این رویداد دیدم کم نبود یکی از جالبت ترین این موارد مخفی کردن بوم کسبو کار از هم و همینطور اعتماد به نفس کاذب افراد بود . شاید باورکردنی نباشد ولی چند تیم حتی حاضر نبودند با کسی حرف بزنن که وارد تیمشون بشه و از همون اول در رو به روی همه حتی اگر یه متخصص یا کسی که میشد بهشون کمک کنه بستن . و نه تنها ایده نمی پرفتن بلکه دوست نداشتند کسی رو کارشون انتقاد کنه .

داوری یا دیکتاتوری یا حمایت ؟

عدالت در استارتاپ

Powered by Shutterstock

تقریبا داور ها یا تخصص کافی نداشتند ( سوالات خیلی سطحی و تکراری بود ) و یا اصلا مال این رشته نبوند فقط بین اسم ها به چند اسم دکتر فلانی فلانی اشاره شد و من شک دارم بشه همه ایده های یک رویداد رو ۳ نفر ارزیابی و تعیین کنند . جدا از این که داور ها سعی کردنند به قول خودشون نوپا تر هارو یه جوری حمایت کنند که کارشون ادامه پیدا کنه ( تو پرانتز هم بگم که خیلی از رتبه بندی و جایزه ها کوکورانه و با تعصب و بدون منطق بود به این صورت که یه تیم هم اول شد هم ایده خلاقانه یعنی دو جایزه مختلف رو برد در صورتی که ایده اول بهترین ارزش اقتصادی و خلاقانه نوآور ترین ایده بود . هر جور حساب کردم دیدم تیمی که اول شد یه مقدار خلاقیت نسبت به بقیه نداشت )

این حمایت کورکوانه کاملا واضح داوری ها در اخر کار نیز باعث شد اعتراض و سرخوردگی تیم های دیگه رو نیز در برداشته باشه. بدور از احساسی نشان دادن ماجرا باید بگویم که:

به گونه ازرده خاطر شدم وقتی شور و هیجان جوانان دوست داشتنی توسط یک سری کج فهمی ها به و کیفیت پایین استارتاپ به دریای سرد بی انگیزگی و ناراحتی تبدیل شد .

آیا استارتاپ ویکند در دانشگاه خوب است ؟

با این رویدادی که من بوده ام خیر ! اما برای پاسخ به این سوال بسیار زود است چون لزوما این موارد هم برای هر دانشگاه نیز صدق نمیکند  . و با مطالعه وموردی نمیشود به یک سوال بزرگ پاسخ داد . اما میتوان بگویم نیاز هست که استارتاپ های دانشگاهی مان مثل درس خواندن و سیستم اموزشی ما نباشد .

 

 

پ.ن : این یه متن از جنس درد و دل و بیان مشکلات عمیق در یک رویداد بود که نه خیلی بخش هاشو تایید و نه رد میکنم . این موارد نیز صرفا نظرات من درمورد این رویداد بود و درستی و غلطی آن نیز مورد تایید یا بحث من نیست .

 

چند روز بعد از نوشتن این موضوع این مطلب رو از اکبر هاشمی در شنبه مگ خوندم که متاسفانه جنس حرف های من رو تایید کرد

6
اشتراک‌گذاری

۹ دیدگاه

  1. رسول احمدپناه

    در کل هر رویدادی که موجب شه افرادی با ذهنیت شبیه به هم دور هم جمع شن و تشکیل کلوپ بدهند و رابطه ایجاد کنن امری است بسیار بسیار مطلوب و کمک زیادی میکنه به رشد اون مفهموم اما یه چند تا چیز هست که به معنی واقعی کلمه این جمع ها رو تهدید میکنه:

    – جو زدگی
    – عدم انجام کار تیمی ( این حرفی است که همه جا میشنویم که میگن اره ایرانی ها کار تیمی نمیکنن و دلیل این که انقدر ضعیف شده اند هم همینه و بس منظور من این نیست بلکه این که یک تیم در کنار هم دنبال یک هدف والای مشترک باشند و البته همزمان بتونن هم رو تحمل کنن بسیار بسیار مهم است)
    – رقابت کردن (جالب اینه که هنوز هیچ کسب و کاری شکل نگرفته هیچ ارزش ایجاد نشده ولی رقیب سازی میکنن)
    – ریل گذاری و هدف گذاری درست( همان طور که میدونید این ریل گذاری و هدف گذاری رو منتور ها در رویداد ها ایجاد میکنند(عزیز جان منظور از منتور همون پیر گروه بزرگ تره گروه هست یادتونه تو بچگی هر محلی یه رفیقی داشتیم که حرفش خریدار داشت بزرگ تر از همه بود و تجربه داشت و… ما ازش پیروی میکردیم منتور همونه )

    مهم ترین چیز در این رویداد ها اینه که ما با ادم هایی اشنا میشیم که دغدغه هایی از جنس دغدغه های ما رو دارند و اگه بتونید با هم کنار بیاید دوستان خوب و هم تیمی های خوبی بشید همین و بس

  2. رسول احمدپناه

    سلام خیلی در وب در خصوص برگزاری استارت اپ ویکند در مازندران جستجو کردم ولی غیراز این مطلب چیز دیگری پیدا نکردم
    این همایش اولین بار بود که در دانشگاه مازندران برگزار می شد؟
    غیر از سطح همایش ایا شرکت عموم ازاد بود یا فقط دانشجویان این دانشگاه اجازه داشتن؟
    اصولا در محیط هایی مانند دانشگاه افراد کمی این همایش ها و جلسات رو جدی می گیرند و بیشتر به دنبال گذران اوقات به خوشی هستند و همه چیز رو شوخی می بینند تا اینکه به اداف حرفه ای تر فکر کنند

    • رسول احمدپناه
      رسول احمدپناه

      محمد عزیز سلام فکر میکنم این بار اول نبوده چون در پاییز ۹۶ یک بار یکی از منتور ها مهمان استارتاپ ویکند بوده

      شرکت کردن نیز برای عموم آزاد بود . و افرادی از لرستان و تهران و سایر جا ها هم بودند .

  3. رسول احمدپناه
    دانیال عظیمی

    سلام ، خیلی لذت بردم ازینکه نقدمون کردی ، و انصافا چند جایی حرفت درست بود
    ۱ – ایرانیزه کردن استارتاپ ویکند ها عمدتا با شکست مواجه شده
    ۲- منتور افرادی موفق در حوزه گسترش کسب و کار هستند نه لزوما افراد فنی در حوزه ایده تخصصی شما ، البته بر کسی پوشیده نیست که تیم منتورینگ میتونست قوی تر باشه ، البته دکتر اقایی و دکتر پایدارفرد رو فراموش کردی چون اونها قدرتمند بودند و بی انصافی کردی توو این یک زمینه ،
    ۳ – اینکه استارتاپ ها ایده هاشون تقریبا میشه گفت باید از همون روز استارت ویکند بخوره و حالا اگر هم تیم دارید و کار میکنید ، اون محصول رو اونجا بسازید و در واقع شعارش این هست که ۵۴ ساعته استارتاپ بساز پس در این مورد هم میتونم بگم ” جز راست نباید گفت ، هر راست نشاید گفت ”
    ۴ – مورد چهارمی که دلم میخواد راجبش حرف بزنم تیم داوریه ، که دوس دارم بدونی دکتر علیزاده مشاور راه اندازی استارتاپ هاست و ایشون کاملا لایق داوری بودند ، دکتر حیدری هم از معاونت تشریف اورده بودند و نقش سرمایه گذار رو در تیم داوری بازی می کردند ، دکتر عطایی و دکتر تیمور زاده هم قابلیت عملیاتی شدن اون ایده و با چه میزان هزینه بررسی می کردند ، در مورد ایده خلاقانه هم ، داوران به این نتیجه رسیدند که ایده خلاقانه ای دیده نشد .
    ۵ – در مورد جانب داری باید عرض کنم خدمتت که چند مورد در رویداد مشاهده کردم و به صورت جدی تذکر دادم و به شخصه تلاش کردم تا از این دست اتفاقات نیوفته
    ۶ – صلاح ملک خویش خسروان دانند ، من هر بار و هر زمانی که در این رویداد ها شرکت کردم همیشه علاقه مند به اشتراک گذاری اطلاعات بودم اما خب بعضی نیستند و نمیشه کسی را مجبور به کاری کرد
    در نهایت میخوام بگم ، اول شدن یا اخر شدن چندان اهمیتی نداره ؛ مهم اجرا کردن ان ایده است ؛ امیدوارم تیم هایپرلوپ همیشه موفق باشه

    • رسول احمدپناه
      رسول احمدپناه

      دانیال عزیز مطمعنم تو به عنوان اجرا کننده این برنامه بیشتر و عمیق تر از من به موضوع نگاه میکنی و مواردی را دیدی و میبنی که شاید از سطحی نگری من نیاز به توضیح در موردش داشتی .

      واقعا تلاش شما و دوستان در این ضمینه ستودنی هست و میشه گفت چند استارتاپ خوبی که دیدم بچه های اجرایی خوبی داشته باشه یکیش شما ها بودید و خوشحالم که چند روز کنار هم بودیم . ولی خب من در این وبلاگم سعی نکردم نق بزنم چون واقعا ارزشی نداره ولی موضوع این که سعی کردم کمی کاستی هارا برجسته کنم و بگویم که واقعا نیاز نیست ما شوآف داشته باشیم و کافیه همه ما ها خودمون باشیم تا لذت بخش تر بشه همه چیز .

      خیلی وقت ها هم از استارتاپی های ایران می پرسم گره کار چیست آن ها هم مثل اکبر هاشمی در شنبه مگ از ادم هایی میگونید که در حرف خوب ولی در عمل ………

      موضوع این است که استارتاپ ویکند و ماجرای کارافرینی مهم هست که من واقعا با جریان های آکادمیکی خیلی جدا میبینمش ولی بقول طوفان CEO شرکتی که درش کار میکنم :

      “ایران یه نوزاد داره که من وقتی ۳۳ سال پیش رفته بودم آمریکا این نوزاد رو از مرحله کودکی تا بلوغ خودش دیدم و الان حس میکنم اگر از بچه مراقب نکنیم مورد تجاوز قرار خواهد گرفت .”

      به امید حفظ و نگهداری رویداد های کارافرینی و شکل گیری استارتاپ ها به کمک همراهانی مثل تو.

  4. رسول احمدپناه
    هاشم

    یکی از عجیب ترین اتفاقاتی که تو زندگیم شاهدش بودم رو در همین دیدگاه های استارت آپ ویکندی بود.
    عجیب خیلی عجیب
    یکی از مهم ترین اتفاقاتی که تو یه رویداد کارآفرینی یا علمی یا فرهنگی یا ورزش میفته ویژه ساده ای هست به نام همدلی پیدا کردن آدم های جدید و… (اصلا دو هزار سال پیش که المپیک ایجاد شد(به عنوان اولین نهاد و قدیمی ترین نهاد جمع گرایی)اصلا تقابل و جنگ و نبرد مطرح نبود بلکه برای دوستی مودت همکاری و ایجاد روحیه ی مشترک در جامعه بود) این ها دقیقا چیز هایی بود که رویداد هایی مثل استارت آپ ویکند -برگزاری نماز ها به جماعت درش رخ میده اون هم آشنایی افراد و تیم ها در کنار هم در یک محیط و…. (به شخصه خیلی وقت ها هزینه های زیادی کردم که فقط در یه محیط خاصی حضور. پیدا کنم که آدم های جدید و مرتبط ببینم) حالا فکر کن شما یه همچین جمع شصت هفتاد نفره داری و این ها رو قرنطینه می‌کنی!؟!؟
    عجیبا غریبا

    • رسول احمدپناه
      رسول احمدپناه

      نمونه ای از این مدل تصمیم های پشت در های بسته زیاد هست . از تصمیم های سیاسی پشت در های بسته تا تصمیم هایی در شرکت ها و مجموعه ها ….
      کمتر جایی ( شرکت ، مجموعه ، تیم و … ) بود که درش وارد بشم و تاثیر این رفتار های پشت در های بسته رو نبینم ! .کارمندی که نق میزند و از بقیه گلایه میکند .
      بدگویی و بدگمانی افراد مجموعه هم یکی از نمود های همین تصمیم سازی و تصمیم گیری قرنطینه ای هست . حالا بماند استارتاپ کلا باید شفایت داشته باشه و از روز اول باید یاد بگیره که شفاف باشه چون در نهایت یا یک روز باید ipo انجام بشه یا خروج انجام بشه که لزوم هر دو شفافیت هست .

      کمی هم خودمان از ساختار سازمانی پیچیده نیز خوشمان می آید . اخیرا در مقاله ای خواندم دانمارک فلت ترین سیستم سلسه مراتبی را دارد . بعد از آن ها هم استرالیا، کانادا، فنلاند، نروژ، سوئد، سوییس و ایالات متحده هستند . در مقاله پایین گفته شده که این عجیب نیست که شما در دانمارک ببینید که یک کارمند مستقیم با مدیر عامل ارتباط برقرار میکند .
      لینک مقاله برای مطالعه بیشتر : https://bit.ly/2NPZlhs
      سیسکو هم یه کار جالبی کرد که اومد بود ۱۲ تا مدیر و یه CEO گذاشت و بیشتر سیستم های سلسه مراتبی رو حذف کرد . خلاصه باید گفت مدل ایرانیزه استارتاپ ویکند هم خیلی جالب در نیومده و نیاز هست بیشتر روش کار بشه .

      • رسول احمدپناه
        سید هاشم زرین کیا

        من نه خیلی از منابع انسانی سرم میشه نه از روانشناسی و این چیزا
        اما یکی از مهم ترین چیز هایی گه بهش اعتقاد دارم اینه که انسان ها ربات نیستن و باید انسان در نظرشون گرفت
        یه نکته ی دیگه هم که خیلی برام مهمه اینه که باید روابط انسانی و کاری رو دقیق بشه منظم و مرتب کرد.
        شاید یکی از دلایلی که در مملکت ما ساختار های سلسله مراتبی ایجاد میشه بر میگرده به فرهنگه ما چون نمیشه شما با همکارت( نیرویی که ازت حقوق میگیره) شب بگی و بخندی و با هم در ارتباط باشی و فردا بهش دستور بدی؟! چون وقتی بهش دستور میدی متاسفانه تو مغزش بر میگرده که دارم برای این خدمت میکنم!؟!؟!
        این شاید در این حد برسه که در نهایت ازت طلبکار بشه و خیلی راحت اون بهت دستور بده تا تو بهش دستور بدی!!؟ یا فکر میکنه چه ادم مهمی هست که داره این جوری میکنه؟!
        چند مثال:
        وقتی با نیرویی که داری خوب رفتار میکنی و دوستانه و … مثلا سرت شلوغه و بهش میگی برو اون سطل رو خالی کن میگه نه من نمیتونم کمرم درد میکنه و… انتظار داره یه نفر سطل خالی کن استخدام کنی؟!؟!؟
        خب خیلی راحت باید بهش بگی خداحافظ برو
        و متاسفانه چون شعور در کارگر کمه وقتی با یه همچی چیزی مواجه میشه احساس میکنه بهش ظلم شده!؟!؟ در صورتی که نمیدونه باید چه جوری با کارفرماش صحبت کنه و نیمده برای تعطیلات اخر هفته که اگر هم میمومد باید وظایفش رو انجام میداد یه بحث دیگه ای هم که هست و خیلی خنده داره اینه که همه کارگرا دقیقا میتونم بگم همشون فکر میکنن بیشتر از هر کسی دیگه ای مفید بودند و تاثیر مثبت گذاشتن در عملکرد.
        از همه اینا بگذریم احساس میکنم در جاهایی که شما نام بردید دقیقا ساختار این شکلی حاکمه و کسی که رویداد رو داره شکل میده فکر میکنه باید یه سازمان دولتی با ساختار سلسله مراتبی درست کنه در صورتی که یه استارتاپ باید به صورت رهبری و هییتی و بسیج وارانه اداره شود

ارسال پاسخ